محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

93

تفسير قرآن صفى على شاه

هست ممكن بلكه هر سالى دو بار * حاصل آرد بى ز آسيبى ببار بارش او را گر چه نايد سخت‌تر * نرم و كم يعنى بر او بارد مطر همچنين دان در ثواب انفاقها * گر كه للَّه است و از اشفاقها نزد حق هر دانهء او خرمنى است * بل نه خرمن جنتى و گلشنى است حق بر اعمال شما باشد بصير * چيست تا آن از قليل و از كثير [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 266 ] أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ( 266 ) آيا دوست ميدارد يكى از شما كه باشد مر او را بوستانى از درخت خرما و انگورها كه روان باشد از زيرشان نهرها مر او را باشد در آن از همه ميوه‌ها و برسد آن را پيرى و مر او را باشد اولاد ناتوان پس رسد آن را گردبادى كه در آن باشد آتشى پس بسوزد همچنين بيان ميفرمايد خدا براى شما آيتهاى را باشد كه شما انديشه كنيد ( 266 ) دوست دارد شخصى آيا از شما * كش بود بستان پر برگ و نوا آبها جارى در آن وز هر قبيل * باشد اثمارش ز اعناب و نخيل پس رسد پيرى برو و اطفال خرد * باشد او را پس رسد صافش به درد باد پر آتش وزد بر جنتش * جمله سوزد روضهء پر نعمتش بر شما آرد حق اينسان آيتى * تا كنيد اندر معانى فكرتى هست بستان آن عملها در قياس * طفلها اعضا و اركان و حواس باد آتش بارت آن عجب و ريا * كه كند يك جا عملها را هبا قلب را سازد سياه و منقلب * روح ماند بينوا و مضطرب بسته گردد راه قوت او را بدل * ماند از اطفال خردش منفعل هيچ نيكوتر نباشد زين مثل * كآورد بر خلق است لم يزل گر تو را بر نفس خود باشد نظر * اين مثل كافيست اندر خير و شر كن عمل را پاك از شوب ريا * تا بود مقبول درگاه خدا [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 267 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ( 267 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد انفاق كنيد از خوبهاى آنچه كسب كرديد و از آنچه بيرون آورديم براى شما از زمين و قصد مكنيد پليد را كه از آن انفاق كنيد و نيستيد گيرنده آن مگر آنكه چشم بپوشيد در آن و بدانيد كه خدا بىنياز ستوده است ( 267 ) مؤمنان للَّه دهيد از حسن ذات * آنچه را كرديد كسب از طيبات وز هران كرديم خارج از زمين * بر شما وان جمله باشد مستبين حبه‌ها كآن جمله شد قوت بشر * ميوه‌ها كآن شد شجرها را ثمر قصد هم ناريد بر شىء پليد * تا كنيد انفاق ازان بىعقل و ديد يعنى از اشياء نامطبوع خوار * كه شما را هيچ آن نايد به كار خبث چبود بذل شىء ناپسند * كه شود انفاق از او زشت و نژند تا نگيريد آنچه غمض از وى رواست * چشم پوشيدن ز هر سويى سخاست مىبدانيد اينكه آن داناى راز * باشد از صدقات خلقان بىنياز خير صدقاتست راجع بر شما * او غنى است و حميد و ذو العطاء حمد معطى واجب آمد بر عباد * حمد ممدوحست از عشق و و داد بگذرد عاشق ز هستى بهر دوست * بذل اموال اندكى ز انفاق اوست كى به ياد اوست چيزى جز خدا * تا كند انفاق از روى ريا او گريزد از وجود خود همى * پيش او تا چيست بذل درهمى گر جوى بودت بسر سوداى عشق * با تو ميگفتم كمى ز اعطاى عشق پست‌تر چيزى كه بدهد بهر دوست * جان و سر باشد كه او داراى اوست بر تو حق داد آنچه ز او بهتر نبود * وان حيات و جان بود بعد از وجود در نهانى دانش و عقل و كمال * در عيان هر نعمتى با ملك و مال تو دهى در راه او خاشاك و خس * بر چنين انصاف لعنت باد و بس [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 268 تا 271 ] الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 268 ) يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 269 ) وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ( 270 ) إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 271 ) شيطان وعده ميدهد شما را بدرويشى و ميفرمايد شما را ببدى و خدا وعده مىكند شما را آمرزش از خود و احسان و خدا فراخ رحمت داناست ( 268 ) ميدهد حكمت كسى را كه ميخواهد و هر كه داده شود حكمت پس بحقيقت داده شده خوبى بسيار و پند نگيرند مگر صاحبان خرد ( 269 ) و آنچه را انفاق كرديد از نفقه يا لازم گردانيديد از نذرى پس بدرستى كه خدا ميداندش و نيست مر ستمكاران را هيچ يارى كنندگان ( 270 )